انتشار:  پنج‌شنبه 8 آبان 1399  ::  18:01   

روایتی از یک صعود؛

هماهنگی قلم با قدم در قروه؛ صعودی بر بلندای اندیشه

سرویس کردستان- قلم به دستان قروه ای قدم برداشتند و رسیدند به صعود اندیشه؛ کوهنوردانی که هم می نویسند و هم به فتح قله های استوار دست می یابند.

به گزارش خبرنگار کردپرس، ساعت 6 صبح دومین روز از دومین ماه پاییز. قرار است با قلم و قدم همراه شوی برای صعود به قله های «قاجر و بدر». ابتدای چهار راه مدرس اعضای گروه کوهنوردی باشگاه قاجر قروه را می بینی که منتظرند؛ منتظر برای آمدن شرکت کنندگانی که می خواهند پانزدهمین همایش سراسری صعود قلم را رقم بزنند.

سرپرستی برنامه با یکی از بانوان کوهنورد قروه ای است. «لیلا صالحی» که خود از کوه نویسان قدیمی بوده و سال هاست قدم هایش را با قلم هماهنگ کرده و از کوه و کوهنوردی می نویسد، اعضا او را خاله صدا می زنند. او راهنمایت می شود تا پا به پای کوهنوردان حرفه ای گام برداری و به سمت قله بروی.

شرکت کنندگان یکی یکی می آیند و هر کدام سوار بر ماشین می شوند و به سمت مقصد حرکت می کنند. هر کدام کوله بر دوش با لباس های مناسب کوهنوردی خندان با یکدیگر خوش و بش می کنند. جالب اینجاست که همه ماسک دارند و گویی رعایت پروتکل ها مهم ترین نکته ای است که باید مدنظر داشته باشند.

از قلعه تا پیرسلیمان

همراه «عمو طیب» و همسرش سوار ماشین می شوی. زن و مرد میانسالی که ظاهرشان نشان می دهد تجربه ها دارند از کوه و قله های سر به فلک کشیده نه تنها در قروه که در ایران.

مسیر اولیه را با ماشین باید بروی. ماشین از قروه به سمت ناحیه منفصل شهری قلعه می رود. بدون هیچ توقفی این روستای «سرتیپ آباد» با تابولی نیمه شکسته است که قد علم می کند و سپس در میان صدای موسیقی کردی که راننده جوان گذاشته از «امین آباد» گذر کرده و در نهایت در انتهای روستای «پیرسلیمان» مسیر پیاده روی به سمت قله آغاز می شود.

ماشین ها یکی یکی می آیند و تمامی کوهنوردان با وسایل مجهز خود به صف شده و در 4 گروه 12 نفره با فرمان «خاله لیلا» حرکت می کنند.

همه اعضا کم تا بیش یکدیگر را می شناسند و اینجا غریبه بودنت برای دیگران عیان می شود و در ذهنشان این سؤال می جنبد که این عضو تازه وارد کیست؟! این را به خوبی می توانی از چشمانشان که جمع شده و ریز نگاهت می کنند به خوبی بفهمی.

به درخواست سرپرست برنامه همراه او از انتهای گروه ها پیش می روی. هوا گرگ و میش است و هنوز آفتاب طلوع نکرده و سوز سردی جسته گریخته به نوازش می پردازد.

مسیری پر شیب تا پناهگاه

روبرویت طبیعتی هزار رنگ که نشان از فصل پاییز دارد آن چنان زیبا و بی نظیر می درخشد که فراموش می کنی این نخستین فعالیت کوهنوردی اساسی است که پیش رو داری. خیره به کوه ها و قله ها کوهنوردان را می بینی که مرتب و منظم پشت سر هم می روند.

در میانه راه «خاله لیلا» که سرپرستی برنامه را بر عهده دارد از هدف این صعود می گوید. اینکه «صعود قلم» در اصل به چه معناست. «عده ای از کوه نوردان از سال 80 وبلاگ های شخصی برای خود ایجاد کرده و تمامی گزارشات و برنامه های مربوط به کوهنوردی خود را در آن می نوشتند و همین نوشتن بود که باعث شد تا همین کوه نویسان تصمیم بگیرند که از فضای مجازی به فضای حقیقی بپیوندند.»

هیجان وصف ناپذیری دارد. به وضوح حس رضایت از سال ها فعالیت کوهنوردی او را می بینی. چشمان خوشحالش را به رویت می کشاند و حرف هایش را ادامه می دهد. «سال 85 بود که برای نخستین بار افرادی که در حوزه کوه و کوهنوردی مطلب می نوشتند قرار گذاشته و در قله توچال دور هم جمع شدند و همان جا تصمیم گرفته شد این برنامه هر ساله تکرار و به نام تجمع کوه نویسان اجرا شود.»

مطابق سخنان او صعود قلم یعنی قدم و قلم با هم به قله می رسند و با هم کار می کنند و همین شد که اندیشه ها به توانایی رسید و قلم به دست، قدم در راه رسیدن به قله گذاشتند.

دو سه نفری از اعضای گروه از صف خارج شده و کناری ایستاده اند آب می خورند. با توقف آنان «خاله لیلا» هم می ایستد. با تعجب و حالت پرسشی که نگاهش می کنی خوب می گیرد چه می خواهی. «در کوهنوردی یک اول گروه داریم و یک آخر گروه. اول گروه هدایت گر است و کسی که انتها می آید مسئول گروه محسوب می شود.»

او داشتن حس مسئولیت پذیری را برای مسئول گروه مهم می داند. «فرد انتهای گروه باید پا به پای اعضا حرکت کند. یعنی حق ندارد جلوتر از آنان برود. اگر یکی از تیم جدا شد و ایستاد او هم باید توقف کند و تا زمانی که آن فرد حرکت نکرده حق ندارد به راه خود ادامه دهد.»

این حس مسئولیت پذیری بسیار در وجودش دیده می شود. صبور است و مهربان. همان طور که خودش گفت همپای اعضا حرکت می کند و حتی به افرادی که توقف کرده اند استرس نمی دهد که زودتر حرکت کنند.

خاله خودش یکی از کوه نویسان قدیمی قروه است. او در وبلاگ شخصی اش از کوه و کوهنوردی بسیار می نوشته و حتی حالا باتوجه به بروز شبکه های اجتماعی نوع فعالیتش را تغییر داده و سایتی به نام «کومالیا» را راه اندازی کرده است.

مسیر ابتدایی کمی راحت است. هنوز به شیب و سربالایی نرسیده ای. مناظر اطراف چنان دل انگیزند که نمی شود از آن ها چشم برداشت. ذوق و شوق در عوامل گروه دیده می شود. حرفه ای ترها حواسشان به مابقی هم هست.

خاله از صعودهای قلم در گذشته می گوید. اینکه چندین صعود قلم داشته است. «صعو قلم راهی است برای کسانی که شناختی نسبت به کوهنوردی ندارند و این برنامه می تواند این راه را هموارتر کند. نوشتن درباره کوه و آنچه بر یک کوهنورد می گذرد ساده نیست اما گفتنش لازم است.»

گروه از دور مثال خط باریکی می ماند که در حال کشیده شدن به بالاست. گاهی صدای خنده اعتصا می آید و گاهی هم فقط صدای پاهایی که از روی سنگریزه ها می گذرند.

کرونا مانعی برای صعود نیست

کمی بیشتر که بروی به شیب نزدیک می شوی. قبل از رسیدن به سربالایی که به نظر می رسد سخت باشد مسئول فنی گروه از گرامیداشتی برای یک از کوه نویسان فعال در کشور می گوید. «مرتضی صالحی فرد» که چند وقت پیش در یکی از صعودهای خود سقوط کرده و جانش را از دست می دهد.     

«شهرام نعمتی» که مسئولیت باشگاه کوهنوردی «قاجر» قروه را بر عهده دارد از تغییر برنامه صعود قلم به دلیل شرایط بحرانی کرونا گفت. «امسال به دلیل شرایط بحرانی کرونا این برنامه به صورت غیرمتمرکز انجام شد. در واقع تا سال قبل این برنامه متمرکز در یک نقطه از کشور بود که همه کوه نویسان و کوهنوردان دور هم جمع می شدند و صعود را انجام می دادند اما امسال برای حفظ سلامتی و دوری از تجمع به صورت غیرمتمرکز این کار صورت گرفت.»

براساس گفته های او این صعود در دو شهرستان سقز و قروه در کردستان انجام شد که در این میان شهرستان دهگلان به میزبانی قروه صعود خود را پیش بردند.

با این حرف هاست که یاد سخنان فرماندار قروه می افتی که همیشه می گوید «باید زندگی در شرایط کرونا را یاد گرفت.» و همین درست است چرا که این کوهنوردان می توانستند بگذرند از این صعود در این شرایط اما با تغییر شیوه قبل راه را پیش رفتند و نشان دادند که بله تغییر سبک زندگی امکان پذیر است و کرونا مانعی برای صعود نیست.