سرویس آذربايجان غربي
انتشار:  پنج‌شنبه 8 آبان 1399  ::  16:17   

پیامبر گرامی اسلام، بزرگترین نعمت خداوند برای بشریت بود/ شهباز محسنی

سرویس آذربایجان غربی- دکتر شهباز محسنی، در یادداشتی به مناسبت ماه ربیع الاول به بیان شخصیت پیامبر رحمت(ص) پرداخته و نوشته است: بزرگترین نعمت خداوند برای انسان، بعثت و ارسال رسولان و انبیاء بود همراه با برنامه های حیاتبخش برایشان؛ یعنی دین، به عنوان مجموعه ای از برنامه ها و آداب که خروجی آن رفتار و عمل است.

در آغاز سخن، به عنوان «حُسن مطلع»، شعری از رَشَحاتِ خامه فصیح سعدی شیرازی در وصف پیامبر  درود خدا بر او باد می آوریم

خواهندگان درگهِ بخشایشِ تواند/سلطان، در سُرادِق و درویش، در عبا

آن دست بر تضرع و این روی بر زمین/آن چشم بر اشارت و این گوش بر ندا

فرخنده طالعی که کنی یاد او به خیر/برگشته دولتی که فرامُش کُند تو را

چندین هزار سکه پیغمبری زده / اول به نام آدم و آخر، به مصطفی

الهامش از جلیل و پیامش ز جبرییل/ رایَش نه از طبیعت و نُطقش نه از هَوی

در نَعت او زبان فصاحت که را رسد؟! /خود پیش آفتاب چه پرتو دهد سُها؟!

دانی که در بیان اذا الشمس کُوّرت/معنی چه گفته­اند بزرگان پارسا؟

یعنی وجود خواجه سر از خاک برکُند/خورشید و ماه را نبود آن زمان صبا

ای برترین مقام ملائک بر آسمان/با منصب تو زیرترین پایه عُلا

شعر آورم به حضرتِ عالیت زینهار/با وحی آسمان چه زند سحرِ مُفتری؟

یارب به دست او که قمر زان دو نیم شد/تسبیح گفت در کف میمون او حَصا

کافتادگانِ شهوتِ نفسیم دست گیر/إرفِق بِمَن تَجاوَزَ وَاغفِر لِمَن عَصا

بزرگترین نعمت خداوند برای انسان، بعثت و ارسال رسولان و انبیاء بود همراه با برنامههای حیاتبخش برایشان؛ یعنی دین. دین مجموعه ای است از برنامه ها و آداب که خروجی آن رفتار و عمل است. به قول علامه اقبال لاهوری«ایمان چیزی بیش از احساس محض است.

دین، دستگاهی از حقایق کلی است که چون صادقانه آنها را بپذیرند و به صورت صحیح فهم کنند اثر تغییر شخصیت و اخلاق از آن آشکار می­شود».  از آنجا که تغییر شکل دادن و رهبری حیات درونی و بیرونی آدمی هدف اساسی دین است، با کمال وضوح معلوم می­شود که آن حقایق کلی که دین آنها را مجسم می­سازد نباید نامعین و استقرار نیافته بماند»(لاهوری،ص4)

قرآن کریم در کنار چندهزار آیه مهمی که دارد در سوره مبارکه الأنعام آیه 122 اشاره به نکته بسیار ژرفی می­کند؛ «أَوَمَن کانَ مَیتاً فَأحیَیناهُ وَ جَعَلنا لَهُ نُوراً یمشی بِهِ فِی الناسِ کَمَن مَثَلُهُ فی الظَلُماتِ لَیسَ بِخارِجٍ مِنها».

(آیا کسی که { از نظر معنوی} مرده بود، آنگاه او را {به برکت ایمان} زنده کردیم و برای او نوری {از ایمان و ایقان}  قرار دادیم که در پرتو  آن در میان مردم راه می رود مانند کسی است که در تاریکی به سر می برد و از آن بیرون نتواند شد؟).

در این آیه انسانی که مؤمن نیست «مرده» معرفی شده­است. «زنده واقعی» کسی است که دلش زنده به نور ایمان به خدا باشد. حال ما با یک پارادُکس یا تناقض نُما روبه  رو هستیم. چگونه است که میلیونها یا میلیاردها انسانی که زنده اند و نَفَس می کشند و راه می روند و غذا می خورند و ارتباط می گیرند مرده به  حساب می آیند؟!

 مرگ و زندگی در معنای قرآنیُ آن  نه آنگونه که شایع است و مردم می فهمند   به کار رفته است. از جمله در این آیه، مرگ به معنی بی ایمانی و زندگی به معنی باایمان بودن است. بنابراین در این آیه،  گمراهی را به مرگ و ایمان را به زندگی و هدایت به سوی ایمان را به زنده کردن مردگان و نادانی را به تاریکی تشبیه کرده است.

حافظ شیرازی، که کلامش متأثر از مفاهیم قرآنی است و به قول خودش«هرچه کردم همه از دولت قرآن کردم» شعر بسیار زیبایی در این باره دارد؛ می فرماید:

هر آن کسی که در این حلقه نیست زنده به عشق/ بر او نمرده به فتوای من نماز کنید(حافظ، ص272)

مراد از نماز، در اینجا «نماز میّت» است. بنابر سخن حافظ، کسی که دلش به عشق حق، زنده و آباد نیست هرچند بظاهر زنده است و نَفَس می­کشد و رفت و آمد دارد اما در واقع مرده­ است و از هم اکنون بر وی باید نماز میت گزارد چرا که دچار مرگ قلبی شده است!

از سویی نیز عطار نیشابوری، شاعر و عارف بزرگ سده هفتم هجری در آغاز منظومه مشهور «منطق الطیر» با لحن مناجات در خطاب به پروردگار متعال و از زبان همه ما می گوید:

جانم آلودست از بیهودگی  من ندارم طاقت آلودگی

یا از این آلودگی پاکم بکن  یا نه در خونم کش و خاکم بکن

خلق ترسند از تو من ترسم ز خود  کز تو نیکو دیده­ام از خویش بد

مرده­ای­ام می­روم بر روی خاک  زنده گردان جانم ای جانبخش پاک(عطار، ص4)

اگر اندکی دقت کنیم درخواهیم یافت که این آیه مبارکه  ای که آورده شد حاوی فلسفه و نکته  های بسیار نغز و عمیقی است و یک دنیا درس برای آدمی دارد.

پیامبر گرامی اسلام، بزرگترین نعمت خداوند بود برای بشریت؛ وی اکمل و أتمّ نعمات بود. خداوند با بعثت و ارسال وی به میان بشریت در واقع نعمت خود را بر اهل ایمان تکمیل فرمود.

بهترین کار برای آنکه چهره راستین پیامبر خدا صلی الله علیه و سلم را بشناسیم آن است که  به قرآن کریم مراجعه کنیم و فرازهایی از آیات نورانی و دلنشین آن را در وصف آن پیامبر رحمت و «رشک مَلَک» بخوانیم چرا که «إنَّ أحسنَ الحدیثِ کتابُ الله».

هو الذی بعث فی الإمّیّین رسولاً منهم یتلوا علیهم آیاته و یزکیهم و یعلمهم الکتاب و الحکمة و إن کانوا من قبلُ لفی ضلال مبین(الجُمُعة/2)

(اوست کسی که در میان درس ناخواندگان پیامبری از خودشان برانگیخت که آیات او را برآنان تلاوت می کند و {از پلیدی های اخلاقی} پاک شان می سازد و به آنان کتاب و حکمت می­آموزد و حقا که پیش از آن در گمراهی و ضلالتی آشکار بودند).

این آیه ناظر است به هدف بعثت رسول اکرم – درود خدا بر او باد- . پیامبر ظهور کرد تا مردم را هم به حقایق آسمانی دانا کند و هم از پلیدی های اخلاقی و روانی پاک شان سازد. نکته مهم آنکه در ادامه آیه اشاره شده است به اینکه پیامبر – درود خدا بر او باد- نه تنها مبعوث قوم خود است بلکه مبعوث است به سوی گروه دیگری از ایشان، یعنی سایر افراد بشر که هنوز به آنان یعنی به مؤمنان اولیه نپیوسته اند.

و آخرین منهم لمّا یلحقوا بهم (الجمعه/3)

از این رو رسالت پیامبر – درود خدا بر او باد- تنها به قوم عرب محدود نبود بلکه دعوت و رسالت او جهانی است و شامل آیندگانی می شود که هنوز به وجود نیامده اند اما در آینده به او خواهند گروید و امروز می بینیم که در اروپا و آمریکا و استرالیا هر روز دهها و صدها نفر از یهودیان و مسیحیان تحصیل کرده از طریق تحقیق و مطالعه به اسلام می گروند. باید قدردان این نعمت عُظمَی و بی بدیل بود.

پیامبر- درود خدا بر او باد- بنا به شهادت قرآن کریم، نمونه اعلای دلسوزی برای امت است: فلعلک باخعٌ نفسَک علی آثارهم إن لم یؤمِنوا بِهذا الحدیثِ أسَفا(الکهف/6)

(چه بسا هلاک سازی خود را در پی رویگردانی ایشان اگر ایمان نیاورند به این سخن از اندوه)

این آیه در مقام دلداری و تسلیت خاطر به پیامبر دلسوز امت است – درود خدا بر او باد-. یعنی لازم نیست از فرط اندوه معاندان تا حدّی که خود را از دق مرگ کنی غصه بخوری. در واقع نشان از دلسوزی بی حدّ و حصر و بی مانند پیامبر برای انسانهاست

در باره طبیعت رسالت پیامبر –درود خدا بر او باد-  با استناد به آیات قرآنی چند نکته مهم می توان دریافت کرد: إنا أرسلناک بالحق بشیراً و نذیرا و لاتُسئَلُ عن أصحاب الجحیم البقره/ )

(ای پیغمبر ما تو را بحق فرستادیم که مردم را به نعمت بهشت مژده دهی و از عذاب جهنم بترسانی و تو مسؤول کافران که به راه جهنم رفتند نیستی)

این آیه به جهت دلداری و تسلیت خاطر پیامبر – درود خدا بر او باد- نازل شده است. ابن عباس نقل کرده است که روزی پیامبر – درود خدا بر او باد- فرمود: ای کاش می دانستم که  بر سر کافرانی که مرده اند چه می رود! که این آیه نازل شد. به هرحال از سیاق آیه و گفتار مفسران بر می آید که پیامبر – درود خدا بر او باد- نگران بود که آیا در سرنوشت تیره و تار کافران مسؤول بوده است یا خیر؟ آیا رسالتش را چنانکه سزاوار است انجام داده است یا نه؟ بدین سان این آیه از او رفع نگرانی کرده است که آری رسالت تو فقط ابلاغ پیام است و آن را نیک انجام داده ای.

(فَبِما رحمةٍ مِنَ الله لِنتَ لهم، و لو کنتَ فَظَاً غلیظَ القلبِ لانفَضّوا مِن حَولِکَ، فاعفَ عنهم و استغفِر لهم  آل عمران/159)

(مرحمت خدا تو را با خلق مهربان و خوشخوی گردانید و اگر تندخو و سخت دل بودی مردم از گرد تو متفرق می شدند پس چون امت بنادانی در باره تو بد کنند از آنان درگذر و از خدا بر آنها طلب آمرزش کن)

نرمخویی و فروتنی پیامبر- درود خدا بر او باد- با امتش پرتوی از رحمانیت خداوند است و اصولا سبب اینکه پیامبر – درود خدا بر او باد- مهربان و باگذشت است صفت رحمت حق تعالی است  که در او تجلی کرده است.

یاایهاالناس إنی رسولُ الله الیکم جمیعاً الذی له مُلکُ السموات و الأرض لااله الاهو یُحیی و یمیت فآمنوا بالله و رسوله النبیِ الأمّیِّ الذی یُؤمِنُ باللهِ و کلماته و اتَّبِعوهُ لعلَّکم تهتدون(الأعراف/158)

(بگو ای مردم! منم فرستاده خداوند به سوی جملگیِ شما، همان که فرمانروایی آسمانها و زمین مخصوص اوست.معبودی جز او نیست.زنده می کند و می میراند. بنابراین به خدا و فرستاده اش پیامبر امی که به خدا و کلمات او ایمان دارد ایمان بیاورید و از او پیروی کنید، باشد که هدایت یابید)

 در این آیه خداوند به پیامبر- درود خدا بر او باد- فرمان می دهد که رسالت خود را بر همه مردم اعم از عرب و غیرعرب اعلام کند و همگان را به سوی خدا و پیامبر امی اش فراخواند.  خطاب «یاایهاالناس» نشان می دهد که دعوت رسول اکرم دعوتی جهانی است نه مخصوص جزیرة العرب و حومه آن.

لقد جاءکم رسول من أنفسکم عزیز علیه ما عنتّم حریصٌ علیکم بالمؤمنین رؤوف رحیم(التوبه/128)

به یقین شما را فرستاده ایی آمد از میان خودتان، که هرگونه رنجی که به شما رسد بر او گران می آید {به هدایت و رستگاری شما} دلبسته است و نسبت به مؤمنان شفیق و مهربان است.

این آیه می گوید که پیامبر- درود خدا بر او باد- از جنس بشر است و غمخوار رنجهای مردم و مشتاق بر هدایت و رستگاری همه آنها.

با داشتن چنین رهبر و قائد و پیامبری بزرگ، دلسوز، آگاه و مطمئن از هرحیث، نباید راه را گم کنیم. وظیفه بشریت و بویژه مسلمانان آن است که بیش از این، قدم در راه غفلت نگذارد و به صراط مستقیم پیامبر عظیم الشأن اسلام، حضرت ختمی مرتبت- درود خدا بر او باد- برگردد تا در دنیا و آخرت سربلند و پیروز گردد.

خداوند را هزاران بار شکر و سپاس بر این نعمت بزرگ و بی بدیل. اما عطای این نعمت بزرگ از سوی خداوند به ما، نباید از سوی ما بی پاسخ بماند؛ چرا که داشتن چنین نعمتی، مسؤولیت نیز برایمان خواهد آورد. خود قرآن این مسؤولیت را بخوبی بیان کرده است؛ آنجا که می فرماید:

الذین یتّتِعونَ الرسولَ النبیَّ الأُمِّیَّ الذی یَجِدونَهُ مکتوبا عندهم فی التوراة و الإنجیلِ یأمرهم بالمعروف و ینهاهم عنِ المُنکَر و یُحِلُّ لَهُمُ الطَّیِّباتِ و یُحَرِّمُ علیهمُ الخبائِثَ و یَضَعُ  عنهم إصرَهُم و الأغلالَ التی کانَت علیهم فالذین آمنوا به و عَزَّرُوهُ و نَصَروهُ و اتَّبَعوا النورَ الذی أُنزِلَ معهُ اولئکَ هُمُ المُفلِحون(الأعراف/157)

(آن کسان که فرستاده پیام آور درس ناخوانده را پیروی می کنند آن کس که نام او را نزد خودشان، در تورات و انجیل نوشته می یابند آنها را به کار پسندیده می فرماید و از کار ناپسند بازمی دارد و بر ایشان پاکیزه را حلال می کند و ناپاکیها را حرام می کند و بارهای گران آنها و زنجیرهای{تکا%